باز نجوای تو را می شنوم:
(( غم فردا ها سخت است ، تحمل باید ))
در دلم می گویم:
(( با تو و دور از تو،
به چه امید به فردا نگرم؟
این تن خسته ی بی جانم را
تا کجا در پی رویا ببرم
تا دگر بار ببینم که حقیقت دور است
فاصله تا من و تو
از خدا تا شب بارانی فصل نور است
عجبا گرمی عشق من و تو بی روح است))
باز نجوای تو را می شنوم:
(( غم فردا ها سخت است ، تحمل باید ))
***********************************
***************************
************
گویند بهشت حورعین خواهد بود
آنجا می و شیر و انگبین خواهد بود
گر ما می و معشوق گزیدیم چه باک
چون عاقبت کار چنین خواهد بود
( خیام نیشابوری )
***********************************
*************************
***********
چهره ی زرد مرا بین و مرا هیچ مگو
درد بی حد بنگر بهر خدا هیچ مگو
دل پرخون بنگر چشم چو جیحون بنگر
هرچه بینی بگذر چون و چراهیچ مگو
( مولانا )
******************************
*********************
**********
یارب این شمع دل افروز ز کاشانه ی کیست
جان ما سوخت بپرسید که جانانه ی کیست
یارب آن شاه وش ماه رخ زهره جبین
دٌرّ یکتای که و گوهر یکدانه ی کیست
**************************************
******************************
***********************
****************
***********
*****
***
**
*